خودشناسی

خرید بک لینک
گر به من بگويند زيباترين واژه ای که يادگرفتی چيست؟ " مي گويم پذيرش است "پذيرش يعنی:پذيرفتن شرايط با تمام سختیهاش....پذيرش يعنی:پذيرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون....پذيرش يعنی:پذيرفتن اینکه مشکلات هست و بايد به مسير ادامه داد....پذيرش يعنی:پذيرفتن اينکه گاهی من هم اشتباه ميکنم....پذيرش يعنی:پذيرفتن اينکه من کامل نيستم... rپذيرش يعنی:پذيرفتن اينکه هيچ کس مسئول زندگی من نيست....پذيرش يعنی:پذيرفتن اينکه انتظار از ديگران نداشتن....داشتن پذيرش توی زندگی يعنی پايان دادن به تمامدعواهااختلاف ها و جدل هابه کانال ما در تلگرام بپيونديدhttps://telegram.me/khodshenasivo@khodshenasivo خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: پذيرش از دانشگاههاي كانادا,پذيرش دانشگاه استراليا,پذيرش دانشجو بدون كنكور, نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:55

چگونه_با_کودک_درون_صحبت_کنیمشیوه ی نوشتن برای ارتباط با كودك درون:وقتی ما با دستی كه بر آن تسلط نداريم.( يعنی برای راست دستها نوشتن با دست چپ و برای چپ دستها نوشتن با دست راست) در اين حال مستقيما"به كنشهای مغز راست دسترسی پيدا می كنيم.نوشتن با دستی كه به آن تسلط نداريم ، باعث می شود مستقيم تر و شديد تر احساسهای درونيمان بيان و عيان شود و همين طور به سطوح ژرف تر غرايز و حافظه ی عاطفی كه برای شفای كودك درون حياتی است دست پيدا كنيم.اما نوشتن با دستب كه به اون مسلطيم ، حرفهاي والدی رو كه درون ماست و پر از استدلالها و دلايل عقليه به گوشمون می رسونه. شايد يكی ديگه از توجيهاتش اينه كه كج و معوج بودن و عدم كنترلی كه به هنگام نوشتن با دستی كه به اون تسلط نداريم تجربه می كنيم، عملا" ما رو در حال و هوای كودك قرار می ده. حتی افرادی كه تحصيل كرده هستند وقتی با دستی كه به اون تسلط ندارند شروع به نوشتن می كنند؛ احساس می كنند دارند به تجربه ی دوران كودكيشون بر مي گردند. حتي املا و دستورشون شبيه يك كودك ميشه.اغلب ما دستی رو كه بهش تسلط نداريم عقب مونده مي دونيم! درسته! اون دست هيچ تمرين و آموزشی ندا خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:55

حکایتی معروف از مولانا:پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :من تو را کی گفتم ای یار عزیزکاین گره بگشای و گندم را بریزآن گره را چون نیارستی گشوداین گره بگشودنت دیگر چه بود ؟پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود... نتيجه گيري مولانا از بيان اين حكايت:تو مبین اندر درختی یا به چاهتو م خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:55

مردن به چه معناست؟مردن به چه معناست؟ دست شستن از همه چیز. مرگ شما را با تیغی بسیار، بسیار، بسیار تیز از تعلقاتتان، از خدایانتان، از خرافههایتان، از میلتان به آرامش در زندگی بعد از مرگ، و از دیگر چیزها جدا میکند.من به این دلیل میخواهم بفهمم مرگ به چه معناست که مرگ درست به اهمیت زندگیست. بنابراین چگونه میتوانم عملاً، نه عقلاً، پی ببرم مردن یعنی چه؟ من عملاً میخواهم این موضوع را کشف کنم، همانطور که شما میخواهید کشف کنید. دارم برای شما صحبت میکنم، پس نخوابید.مردن یعنی چه؟ این سوال را پیش روی خودت بگذار. وقتی ما جوانیم، یا وقتی که خیلی پیریم، این سوال همیشه همراه ماست. مردن به معنای کاملاً رها بودن، عدم وابستگی به همهٔ آنچه انسان برساخته، یا شما برساختهاید است. کاملاً رها. هیچگونه وابستگی، هیچ خدایانی، هیچ آیندهای، هیچ گذشتهای.شما زیبایی آن، شکوه آن، قدرت فوقالعادهٔ آن را - مادامی که زندگی میکنید تا مرگ بعداً برسد - نمیبینید. متوجه هستید این به چه معناست؟ وقتی در حال زندگی کردن هستید، هر لحظه در حال مردن هستید، طوری که در طول زندگی به هیچ چیز وابسته نیستید. این معنای مر خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: مرگ به چه معناست,مردن در خواب به چه معناست, نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:55

آسیب رساندن به طبیعت آسیب زدن به خود شماستطبیعت بخشی از زندگی ماست .ما همه از یک دانه ، از کره زمین رشد کرده ایم و ما همه بخشی از آنیم. ولی ما به سرعت این نکته را فراموش میکنیم که ما نیز مثل سایر موجوداتیم.چه احساسی نسبت به درخت دارید. به آن نگاه کنید زیبایی آن را لمس کنید به صداهایی که از آن درخت به گوش میرسد با دقت گوش فرادهید.نسبت به حضور یک گیاه، یک علف کوچک، آن پیچکی که از دیوار بالا آمده وبه سایه روشن روی برگهایش آگاه باشید.میبایست به تمامی این حالات آگاه بود و بتوان با طبیعت اطرافمان در ارتباط بود. شما ممکن است که در یک شهر زندگی کنید ولی در هرصورت در همانجا هم درختانی در اطراف یافت میشود. یا گلی در میان انبوهی علف. با این حال باز به آنها خوب بنگرید به این درک برسید که شما نیز بخشی از همین طبیعت هستید، بخشی از همین چیزهای زنده.چنانچه شما به طبیعت آسیبی برسانید، در حقیقت به خودتان آسیب رسانده اید.جیدو کریشنامورتی - نامههایی به مدارسبه کانال ما در تلگرام بپيونديدhttps://telegram.me/khodshenasivo@khodshenasivo خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: آسیب رساندن به انگلیسی,آسيب رساندن به خود,آسیب رساندن به بدن در قرآن, نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

بررسی واقعیت عصبانیتبرای بررسی کردن عصبانیتتان به عنوان یک واقعیت، شما نباید هیچ قضاوت و داوریئی نسبت به آن داشته باشید. چرا که به محض آنکه شما آن را با ضد آن میخواهید درک کنید، محکومش کردهاید و بنابراین نمیتوانید آن طور که هست ببینیدش.وقتی شما میگویید از کسی خوشتان نمیآید یا از او متنفرید، این واقعیت است، اگرچه وحشتناک بنظر میرسد. اگر به آن نگاه کنید، بطور کامل به درونش بروید، متوقف میشود. اما اگر بگویید «نباید متنفر باشم، باید در قلبم عشق داشته باشم»، دارید در فضایی متظاهرانه و ریاکارنه با معیاری دوگانه زندگی میکنید.زندگی کردن با تمام ظرفیت، یکپارچه و در لحظه، زندگی با آنچه هست است، زندگی با واقعیت. بدون هیچ حس محکومیت یا قضاوتی. - در این وضعیت شما آن را چنان به تمامی درک میکنید که کارتان با آن تمام شده است. وقتی بطور واضح نگاه کنید، مسئله حل شده است.تشکر از خانم جلالی جهت ترجمهبه کانال ما در تلگرام بپيونديدhttps://telegram.me/khodshenasivo@khodshenasivo خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

«تجسس در امور دیگران»دستور مهم اخلاقی و اجتماعی دیگر این است که جاسوسی نکنید و پیگیری و تفحص در کشف آنچه که پنهان می کنند نداشته باشید حتی در سؤالها که از دیگران می کنید اگر احساس می کنید که شخص از بیان چیزی خشنود نیست بر یافتن آن چیز اصرار مورزید. زیرا ممکن است پاسخ آن سؤال که می کنید شما را خوش نیاید. در قرآن (مائده: 101) آمده است که: «از چیزهایی مپرسید که اگر آشکار شود شما را مکروه آید» و به خصوص از شغل جاسوسی حذر کنید زیرا جاسوسی تجاوز به حقوق دیگران است و اعتماد عمومی و به دنبال آن دوستی و مودّت را در جامعه از میان می برد و هر لحظه شخص را نگران می کند که در مقابلش دیو است یا انسان؟ دجال است یا مسیح؟به کانال ما در تلگرام بپيونديدhttps://telegram.me/khodshenasivo@khodshenasivo خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: تجسس در امور دیگران, نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

#فريب_هاي_ذهنيكي از مشكلات سالكان معنوي اين است كه دير يا زود، #ذهن فريبشان مي دهد. عده اي شروع به ديدن نورهاي مختلف مي كنند. عده اي صداهاي مختلف را مي شنوند و هركس به فراخور حالش، تجربه اي جديد دارد. نفس مي گويد: «بسيار عالي است. اين تجربه تنها براي تو رخ داده و بسيار كمياب است. تو آدم خاصي هستي و به همين دليل، اين حالت را تجربه كرده اي » و شما هم به سادگي از ذهن فريب مي خوريد. خيلي زياد به اين مسايل توجه نكنيد. آنها را ناديده بگيريد! بايد كاملا خالي شويد. تنها تجربه معنوي كه مي توان آنرا تجربه ناميد، همين احساس هيچ_بودن_و_خلا است كه صوفيان آنرا فنا مي نامند؛ ناپديد_شدن_نفس. اين تنها تجربه معنوي است و بقيه، بازیهاي ذهن اند. ذهن مي تواند بسياري بازيهاي مختلف داشته باشد. مي توانيد توهمات مختلف داشته باشيد و تصاويري از بزرگان روحاني ببينيد. ذهن مي تواند حتي با چشمان باز برايتان روياهاي مختلف بيافريند. به همين دليل، اساتيد ذن مي گويند: « اگر در راه، حتي بودا را ديدي، او را بكش! » آنها كاملا درست مي گويند. ممكن است به نسلامظر بي احترامي بياد، ولي حق با آنهاست.به کانال ما در تلگر خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

هستي مراقب همه ماست. ما بدون عشق هستي حتي براي يك لحظه نمي توانيم وجود داشته باشيم. هستي پيوسته در وجود ما زندگي جاري مي سازد. ما براي هستي بسيار محترم هستيم، اگرچه همچنان آنرا بديهي مي شماريم و خاستگاه حماقت ما همين جاست. اگر ما هستي را بديهي بشماريم، در ما هيچگونه احساس شكرگزاري وجود نخواهد داشت. انسان ديندار كسي است كه احساس شكرگزاري كند، شكرگزاري فراوان. كسي كه به صرف بودن، شكرگزار باشد. آنگاه كه تو شروع به احساس شكرگزاري كني، هزار و يك چيز براي شكرگزاري كردن خواهي يافت و هرقدر بيشتر احساس شكرگزاري كني، هدايايي بيشتر از راه خواهند رسيد.به کانال ما در تلگرام بپيونديدhttps://telegram.me/khodshenasivo@khodshenasivo خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

تغيير دادن دنياشما خود دنيا هستيد. وقتي تمايلاتتان را تغيير دهيد، دقيقا دنيايي را كه در آن زندگي مي كنيد، تغيير مي دهيد. ما قادر نيستيم دنياي بيروني را تغيير دهيم و اين كاري است كه حكام قرنها در انجامش كوشيده اند و كاملا شكست خورده اند. تنها راه تغيير دنيا، تغيير دادن نگرش خود است و ناگهان در دنيايي متفاوت زندگي خواهيد كرد. ما در يك دنياي واحد زندگي نمي كنيم. شخصي كه در گذشته زندگي مي كند، چگونه مي تواند با شما در يك زمان باشد؟ شايد كنار شما نشسته باشد، اما به گذشته فكر مي كند. يك نفر ديگر ممكن است در آينده، در چيزي كه هنوز نيامده است، باشد. چنين شخصي چطور ممكن است با شما در يك زمان باشد؟ فقط افرداي كه در زمان حال زندگي مي كنند،همزمان و معاصر هستند. زمان حال از آن شما نيست و هيچ ارتباطي با شما ندارد. وقتي كسي كاملا در زمان حال و مكان حاضر باشد، ديگر وجود بيروني نخواهد داشت، بلكه به جاي او خدا حضور خواهد داشت. فقط زمانيكه در خدا زندگي كنيم، مي توانيم در يك دنياي واحد با يكديگر زندگي كنيم. شايد سالها با شخصي زندگي كنيد و او هم در دنياي خودش. در نتيجه، اصطكاكي مداوم ميان دو دنياي ش خودشناسی...

ما را در سایت خودشناسی دنبال می‌کنید

برچسب: تغییر دادن دنیا, نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 17:54

صفحه بندی